.::::: حیات خلوت ::::::.

www.pharmacysbmu.blogfa.com


در یک اتفاق نادر یک جوان بطور همزمان با دو دختر ازدواج کرد. یک جوان بطور همزمان با دو دختر مورد علاقه خود در یک روز ازدواج کرد.


 


داماد که یک پسر 16 ساله است دراتفاقی نادر دو دختر همسن و سال خودش را به عقد دائم در آورد تا رکورددار این نوع ازدواج در زیر سن قانونی کشور باشد.
این ازدواج زمانی رخ میدهد که اين جوان 16 ساله ابتدا با دختر عمه خود ازدواج کرده و بعد به دنبال عشق و احساس دیگری رفته و همین امر موجب ازدواج همزمان با دو دختر میشود.
جالب اینجاست که هر یک ازهمسران این مرد جوان از این ازدواج راضی بوده واز این اتفاق ابراز خرسندی میکنند.
گفتنی است یکی از همسران این مرد دخترعمه و دیگر نسبتی با وی نداشته است.
این اتفاق نادر در روستای دهمیان از توابع کوهسرخ شهرستان کاشمر رخ داده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/02ساعت   توسط سعید  | 

جایزه ی رایگان!!!!!!

بچه ها یه تبلیغ عجیب و غریب توی اینترنت پیدا کردممن که شاخ درآوردم لینک زیر رو باز کنید و توی سایتش ثبت نام کنید ادعاش اینه که مفت و  مجانی گوشی موبایل و mp3 player جایزه میده حالا خودتون برین بخوننین ببینین چی میگه منکه باور نکردمبرای عضویت بعد از وارد سایت شدن روی sign up now کلیک کنید.

click here

عضویت

 یک سایت بزرگ بازاریاب اینترنتی به نام Xpango محصولات الکترونیکی کامپيوتری مثل موبایلوکیا,سونی اریکسون,موتورولا,ال جی,سامسونگ و ...),Mp3 پلیر(ipod),کنسول انواع بازیها(ps2,ps3,xbox,...) را میفروشد و برای افزایش محبوبیت خود اقدام به طرحی نو کرده است.این سایت به صورت کاملا رایگان عضو میپذیرد و سپس اعضا از طریق لینک خود زیر مجموعه میگیرند و به ازای هر زیر مجموعه ی زیر مجموعه شما (نه خودتان)به شما یک امتیاز داده میشود که میتوانید با استفاده از آن امتیاز ها محصول مورد علاقه ی خود را سفارش دهید.مثلا من یک موبایل نوکیا ان N73 ميخواهم كه 23 امتياز ميخواهد .(البته اول می خواستم N95 بگیرم ولی اون 45 امتیاز می خواست و کمی وقت بیشتری می برد البته بعد از اینکه N73 رو گرفتم می تونم بازم امتیاز جمع کنم و برا خودم یه ps3(پلی استیشن 3)سفارش بدم.

پس تا حالا متوجه شدیم ما برای تهیه سفارش مورد نظرمون باید امتیاز جمع کنیم و امتیاز ما هم به ازای زیر مجموعه ی زیر مجموعه ی ما به دست می آید.

بنابراین:به ازاي زير مجموعه ي زيرمجموعه ي شما به شما امتياز داده ميشود.

-----------------------------------------------------------------------------------

مراحل کار

(ثبت نام,ورود به صفحه ی شخصی, گرفتن زیر مجموعه,دریافت هدیه)

ورود به ثبت نام

ثبت نام در سایت: ابتدا از طریق لینک بالا وارد سایت شوید و سپس در قسمت بالای سایت سمت چپ

سه گزینه به صورت مقابل وجود دارد: (gaming | mobile | mp3)

اگر mp3 پلیر می خواهید بر روی mp3 کلیک کنید

اگر موبایل می خواهید بر روی mobile کلیک کنید

اگر دستگاه بازی می خواهید بر روی gaming کلیک کنید

سپس بر روی gift کلیک کنید....

بعد از وارد شدن به صفحه مربوط برروي گزينه مورد علاقه خود ماوس را نگه داريد تا تعداد اعتبار مورد نيازبراي دريافتان را مشاهده کنيد ( منظور از اعتبار تعداد زير مجموعه هايي است که شما براي دريافت هديه نياز داريد) .
بعد از انتخاب گزينه مورد علاقه خود کد و نام آن را به ذهن بسپاريد حال در قسمت بالای سایت سمت راست گزينه sign up را کليک کنيد سپس شما وارد صفحه اي خواهيد شد بعد از اینکه وارد آن صفحه شدید فرم عضویت را به این صورت پر کنید:

توجه: تمام مشخصات باید به زبان انگلیسی پر شوند

First Name :نام خود را به انگلیسی بنويسيد.

Last Name :نام خانوادگي خود را به انگلیسی بنويسيد.(اگر پسوند دارید نام پسوند خود را هم بنویسید)

Email :ادرس ايميل خود را صحیح و با دقت وارد کنيد.

Password :براي خود پسوردي انتخاب کنيد. ( پسود حداقل باید 6 حرف باشد)

Confirm Password:تکرار پسورد انتخابي را بنويسيد.

Address 1 :ادرس منزل را کامل انگليسي و دقيق به وارد کنيد.

راهنمای درج آدرس به زبان انگلیسی:

واحد:Unite ------ طبقه: Floor ------ شماره (پلاک): No -------- کوچه: Alley -------- بلوار: Blvd


خیابان: St ------- میدان: Sq ------ بزرگراه: Free Way ------ چهار راه: Cross ------ بعد از: after


قبل از: before -------- جاده: Rd ------- خیابان بزرگ: Ave ------- ساختمان: Bldg

روبروی:In Front of---------جنب(نزدیک):Near


نمونه یک آدرس کامل پستی در زیر آورده شده سعی شده بیشتر لغات در این آدرس استفاده شود، تا شما دوست عزیز با رعایت قوائد نوشتن آدرس بتوانید نشانی دقیق پستی خود را قید نمائید.

وجه:آدرس انگلیسی باید از آخر به اول نوشته شود)


برای مثال:


تهرانپارس- خیابان شریعتی- بعد از چهار راه تیر انداز- خیابان 160 غربی- پلاک 38 – واحد12 .


Unit 12, No 38, West 160 St, Shahriatee Ave, after Tirandaz Cross, Tehran Pars


توجه : لازم نیست در این قسمت نام شهر، استان، کد پستی و ... را وارد نمائید. در فیلدهای پائین تر می توانید آنها را درج کنید.



Town/City :شهر خود را بنويسيد.

zipcode/post :در اين قسمت كد پستي خود را بنويسيد.(کد پستی سر در خانه ی شما )

County/State :نام استان خود را بنويسيد.

Country :نام کشور خود را انتخاب کنيد.

Contact Number :شماره تلفن خود را بنويسيد.(در صورت ایجاد مشکل در فرستادن هدیه نیاز می شود)

راهمای درج شماره ی تلفن:

مثال: شماره ی یک فرد تهرانی>>> شماره منزل:82445663 کد شهر:021 کد کشور:0098

که هنگام نوشتن در فیلد مخصوص باید آن را به این صورت بنویسید : 00982182445663

Free Gift :نام هديه را انتخاب کنيدکه قبلا ديده بوديد.

Referral ID :در اين قسمت کدي وجود دارد این کد , کد معرفی کننده که معمولا کد دارد.

Terms And :تيک اين گزينه را بگذاريد.

پس از عضويت ايميلي از سايت به شما زده ميشود كه بايد روي لينك درون آن كليك كنيد تا عضويتتان كامل شود.

پس از عضويت به شما لينكي داده ميشود.شما بايد اين لينک را به افراد بدهيد و اگر کسي با اين لينک ثبت نام کند زير مجموعه شما خواهد شد بعد از اينکه کسي در زير مجموعه شما قرار گرفت و فعال شد ( چيزي از شرکت خريداري کرد يا زير مجموعه گرفت ) 1 امتياز به شما داده مي شود و شما بعد از کسب امتيازهاي لازم براي دريافت پکيج انتخابي مي توانيد ان را درخواست بدهيد تا ارسال شود.



ورود به صفحه ی شخصی: ابتدا ازطريق ایميلی که هنگام ثبت نام وارد کردا اید وارد سايت شويد(توجه : ایمیل شما همان user name شما محسوب می شود) روي گزينه login کليک کنيد در صفحه بعد در قسمت user name آدرس email خودتان را که با آن ثبت نام کرده ايد را بنويسيد و در قسمت password هم پسوردتان را بنويسيد و روي گزينه login کليک کنيد تا وارد اطاق کار خود شويد در قسمت my account نام شما و پيام خوش آمد گويي به شما ديده ميشود . .

در سمت راست صفحه گزينه هاي زيادي وجود دارد روي اولين گزينه يعني orders/credits/referaal id کليک کنيد تا وارد پنجره بعدي شويد دراين صفحه در قسمت active orders نوع محصولي را که انتخاب کرده ايد و همچنين آيدي و تاريخ عضويتتان را مي بينيد . .

براي ديدن زير مجموعه هاي خود روي گزينه details کليک کنيد (در همین قسمت قبلی:Ordrs/Credits/referral ID) در قسمت referrals با کليک روي گزينه more info مي توانيد اسامي و نوع محصول انتخابي زير مجموعه هايتان را مشاهده کنيد . .

شما با کليک بر روي گزينه change gift مي توانيد نوع هديه خود را تغيير دهيد با گزينه delete کاري نداشته باشيد چون باعث حذف آيدي شما خواهد شد .

نکته مهم: وقتي شما براي ديدن زير مجموعه هاي خود روي گزينه details کليک کرديد وارد صفحه جديد ميشويد که در قسمت referrals تعداد زير مجموعه هاي شما ديده ميشود که به رنگ سياه نوشته شده است اگر جمع اعتبار تان که قرمز رنگ است با تعداد زير مجموعه هايتان برابر نيست به اين دليل است که زير مجموعه هاي شما هنوز عضوي را معرفي نکرده اند و زير مجموعه اي ندارند . پس حتمآ به اين موضوع دقت کنيد که وقتي اعتبار شما پذيرفته ميشود که هر کدام از زير مجموعه هاي شما حد اقل يک نفر عضو گرفته باشد تا عضو فعال شناخته شود .

یک سوال منظور از اینکه هر کدام از زیر مجمو عه های من باید یک زیرمجموعه داشته باشند یعنی چه؟

مثلا شما فرض کنید که یک گوشی N95 نوکیا می خواهید که برای دریافت اون به 45 کردیت(امتیاز) نیاز دارید در واقع شما باید حداقل 45 زیر مجموعه بگیرید و هر کدام از زیر مجموعه های شما هم حداقل باید یک زیر مجموعه بگیرند تا شما 45 کردیت دریافت کنید و گوشی رو دریافت کنید

گرفتن زیر مجموعه: سوال: افراد چگونه زیر مجموعه ی شما می شوند؟

جواب:با کلیک بر روی لینک رفرال(لینک شما برای زیر مجموعه گرفتن) شما و ورود به صفحه ی ثبت نام و پر کردن فرم عضویت

مثلا لینک رفرال من به این صورت است: http://www.xpango.com?ref=۹۲۳۵۱۱۸۴

لینک رفرال شما هم در صفحه ی اصلی اکانت شما نوشته شده یعنی بعد ار اینکه وارد سایت شدید در همان صفحه لینک رفرال شما نوشته شده.

نكتته مهم:شما اگر شما هزار تا هم زير مجموعه بگيريد برايتان فرقي نميكند و هيچ امتيازي نميگيريد و بلكه هر زير مجموعه ي زير مجموعه ي شما به شما امتياز ميدهيد.پس سعي كنيد لينك رفرال زيرمجموعه ي خود را از او بگيريد و براي او زير مجموعه بگيريد تا هم سريعتر امتياز شما كامل شود و هم كمكي به زير مجموعه تان كرده باشيد.

برای زیر مجموعه گرفتن راه های زیادی هست مثلا مثل من یک وبلاگ درست کنید و مطالب وبلاگ من رو کپی و توی وبلاگ خودتون پیست کنید البته توجه داشته باشید به جای لینک عضویت من لینک عضویت خودتون را وارد نمایید....شما می توانید در هنگام چت هم این مساله رو به دوستان بگویید و یا در روم ها تبلیغ کنید.

البته راه دیگر هم برای جمع کردن امتیاز به غیر از زیر مجموعه گرفتن عضو شدن در سایتهایی است که در منوی صفحه ی راست اکانت شما در قسمت offers وجود دارند ... البته عضویت در تعداد معدودی از این سایتها رایگان هستش و توصیه می شود که از راه گرفت زیر مجموعه امتیاز کسب کنیم.

دریافت هدیــه: بعد از جمع کردن امتیازات کامل و رسدن امتیازات شما به حد نساب یک ایمیل به اینباکس ایمیل شما فرستاده می شه که امتیازات شما کامل شد و هدیه برای شما فرستاده می شود.

لازم به ذکر است که اکثر افرادی که ابتدا در سایت ثبت نام کرده بودند باور نمی کردند که هديه خود را دريافت خواهند کرد و بعضي از آنها فقط از روي کنجکاوي ثبت نام کرده اند و بعد از کسب اعتبار لازم هديه خود را در دست گرفته اند.وبعضي هم گفته اند وقتي به دوستانمان اين سايت را معرفي کرديم با تمسخر آنها مواجه شديم اما حالا همه آنها به تکاپو افتاده اند و در سايت عضو شده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/08ساعت   توسط سعید  | 

آهنگهای درخواستی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سعید و آّهنگهای درخواستی

سلام دوستان سعید هستم با برنامه ای دیگر از سری برنامه های آهنگهای درخواستی به خانه های شما آمده ایمتا شریک شادیهاتون باشیم

چیه چرا اینجوری نگاه میکنین خب داروسازی هستیم که هستیم مگه ما داروسازیا دل نداریم درس و امتحان و علومه پایه و علوم پیشرفته و فوق پیشرفته تمومی نداره که تا کی منتظر بشینیم که آقا ظهور کنه و یه فرجی بشهتازه  بعدشم که phd و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه ولمون کن بابا بزار برناممون رو پخش کنیم رفتیم رو آنتن کلی آدم دارن تماشامون میکنن

این شما و اینم آهنگهای درخواستیشبکه تلویزیونی سعید تقدیم میکند.

فقط یه چیزی بگم اونم اینکه امیدوارم توی امتحان علوم پایه بهترین رتبه ها1،2،3،تا 10مال ما باشه  حالا 10 به بعد رو بدیم به بچه های تهران و تبریز گناه دارن طفلکیا اونا هم جوونن آرزو دارن دیگه

خب بریم سر اصل مطلب..

طبق درخواستهای برخی از بینندگان هم وطن  از آلمان و ایتالیا و انگلستان ما وقت برناممون رو هم زیاد کردیم دیگه استرس نداشته باشین با خیال راحت شبکه مورد علاقتون رو تماشا کنین

فقط دانلود فلش پلیر یادتون نره

گوگوش

داریوش

داریوش2

داریوش3

ابی

شادمهر

علیرضا عصار

آرام

دلکش

باتوبودن

گوگوش

فرامرز اصلانی

گل گلدون

کویر

تا برنامه ی بعدی خدا نگهدار

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/04/13ساعت   توسط سعید  | 

روز مادر مبارک..

تقدیم به مادران عزیز...

مادر عزیزم تو بودی که به من آموختی با عشق زیستن را
و به من یاد دادی محبت کردن را
دریای محبتم را نثار وجودت می کنم
تا شاید ذره ای از محبت هایت را سپاس گفته باشم
یادت هست که اولین نگاه را با اشک تقدیم تو کردم
اولین گام را با عشق به تو برداشتم
اولین سلام را هم به خاطر تو نوشتم
اولین فکرم تو بودی و اولین بهارم
و به یاد می آورم همه روزهایی را که تنها قلب تو و من محرم یاد آوریشان هستند
هنوز حس می کنم روزی را که از بطن تو قدم به دنیای خاکی گذاشتم
و گرمای نفست را بر صورتم احساس کردم
روزها گذشتند و نمی دانم چند روز دیگر می آید و می رود
می دانم باید درنگ کنم
و اکنون که بر گذری از زندگی ایستاده ام
باید تو را سپاس گویم
برای همه مهربانیت،برای همه لبخند های شیرینت
برای همه نگاه های زندگی بخشت...
دوستت دارم و خواهم داشت
تا زمانیکه شاخه نازک نرگس به آب پاک و زلال نیاز دارد..

.....................

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسر را از خواب بيدار كرد..

پشت خط مادرش بود .
پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟

مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي...

فقط خواستم بگويم..

 تولدت مبارك!!!!!!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/03/13ساعت   توسط سعید  | 

همت مضاعف بنده..

 

سلام دوستان خوب

چی؟؟قهر؟؟نه بابا این حرفاچیه اینا همش شایعست..

 مگه آدم میتونه با همچین وبلاگ پرطرفداری قهر کنه؟

داستانش حساااااابی مفصله الان واستون تعریف میکنم به قول معروف واسه خودش یه فیلم هندیه

والا حدود یه ماه پیش بود که به خاطر تولد یه سالگی وبلاگمونبا کلی ذوق و قریحه ۶۰ متر مطلب نوشتم حسابی هم اصول و فنون نوشتن رو توش رعایت کرده بودمولی تا تموم شد یهو دیدم...

.

.

آره حدستون درسته متاسفانه من تمام این مدت دیس کانکت بودم

با افتادن این اتفاق اولین مشت کوبنده به ذوق و قرایح بنده حواله شد و کینه و دشمنی بنده با وبلاگ و بلاگفا صدچندان شده بود

چندی گذشت ... تنفر بنده کمی فروکش نموده بود که..

دوباره به سرم زد که دست از این کینه توزی ودشمنی بردارم و به قول گفتنی یه حالی به وبلاگ بدم..

قلم و دفتر و خودکار و مداد رو برداشتم " در اینجا منظور همان موس و کیبورد کامپیوتر میباشد" و دوباره باکلی منت یه مطلب دیگه نوشتم..

توی این مطلبم هم تمامی اصول و فنون نگارش رعایت شده بود ولی فقط یه مشکل وجود داشت..

اونم اینکه پای یه ...شده "در اینجا منظور از ... فلان فلان می باشد" به سیم نت ورک خورده بود و ارتباط بنده با دنیای خارج قطع شده بود

بله  این اتفاق دومین مشت کوبنده به ذوق و قرایح بنده بود...

ولی داستان به همینجا ختم نشد وادامه ای بسی غم انگیز درپی داشت

سال تحویل شد...

و بنده از اینکه آقا  اسم سال رو همت مضاعف گذاشته بودن مطلع شدمو با همتی بسی مضاعف مشغول به نگارش سومین مطلبم شدم..

دوستان باور بفرمایید کلی عید رو توی این مطلب بهتون تبریک گفته بودم...

ولی چه کنیم که  گریزی از چنگال روزگار نیست

در اوج ابراز احساسات و تبریک عید و سال نو و بهارو سبزه و گل و بوته بودم که...تلپ..

.

.

یهو دیدم مطالبم در هاله ای از سیاهی ناپدید شدن..

 اول گمان بردم شاید بحث شرم و حیاست و به خاطر اعمال قبیح گذشته اش وبلاگ روی رویارویی با بنده را نداردو احساس شرم میکند..

ولی چیزی نگذشته بود که فهمیدم به علت همت بسیار مضاعف کارکنان شرکت توانیر کنتور منتورا قاطی کردن و فیوز پریده

ولی این آخری مشت زده شده به ذوق بنده نبود...

بلکه لگدی بود که بنده به کیس و مانیتور حواله کرده بودم

ولی حالا که آبا از آسیاب افتاده و روزگار با بنده سر سازگاری گرفته برای ۶مین بار دارم این مطلب ناکام رو تایپ میکنم چون ۲سری هم دقیقا همین الان دیس کانکت شدم و این نشانگر موثر بودن توصیه ی آقاست

بله درسته همت مضاعف..

حالا بگذریم..

بلخره به هدفم رسیدم و سرتون رو درد آوردم و حالا برای االتیامش همون کلیپی رو که قرار بود شب عید بزارم رو الان واستون میذارم تا کلی حال نه نه ببخشیدکیف کنیدالبته اگه فلش پلیر ندارین حتما دانلود کنین چون بدون اون نمی خونه

برای دانلودش اول راست کلیک کنید و بعد save target as رو بفشارونید.

نوروز 

  flash player 9

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/01/19ساعت   توسط سعید  | 

اکسولوتل عجیب ترین ماهی دنیا که میخندد و دست و پا دارد!!!

 

اکسولوتل عجیب ترین ماهی دنیا که میخندد و دست و پا دارد

 


اکسولوتل (Axolotl) مخلوق کوچک و ناشناخته که محبوبیت زیادی بعنوان یک حیوان خانگی دارد. این حیوان به “ماهی راه رونده مکزیکی” مشهور است، اکسولوتل همانند قورباغه و وزغ واقعا دوزیست است.

 

معمولا تولید مثل دوزیستان با تولید تخم و تبدیل تخم به لارو و بعد بالغ شدن همراه است درحالی که اکسولوتل در تمامی عمرش لارو باقی میماند و اگر رشد کند بالغ نمیشود. اکسولوتل خویشاوندی نزدیکی با سمندر مکزیکی دارد، سمندر در جزیره زندگی میکند اما اکسولوتل کاملا وابسته به آب می باشد. هردو آنها دارای شش میباشند اما تنفس اصلی آنها بیشتر از آبشش است که در طول بدن و در میان پوستشان قرار دارد.

 

اکسولوتل فقط هر دو یا سه روز یکبار نیاز به غذا دارد. غذای آنها تشکیل شده از بچه قورباغه(لارو قورباغه)، حشره نرم، کرم و ماهیان کوچک همچنین گوشت خام چرخ کرده را نیز میتوانند بخورند.

 

آکواریومی که شامل اکسولوتل باشد باید حداقل 15 تا 20 سانتیمتر عمق و بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد دما داشته باشد. هیچ ماهی دیگری نباید در آکواریوم باشد چون ازطرف اکسولوتل مورد حمله قرار گرفته، خورده یا زخمی میشود، همچنین اگر تعداد زیادی اکسولوتل در تانک باشد حتما با هم درگیر میشوند.

 

خوششانس! اگر شما یک اکسولوتل دارید که پایش را از دست داده است نگران نباشید چون دوباره پایش رشد میکند!

 

اکسولوتل در ترمیم اعضاء بدنش در بین مخلوقات معروف است، آنها میتوانند قسمتهای آسیب دیده بدنشان را احیا کنند یا در صورت قطع شدن آن اعضاء دوباره آنرا اضافه کنند. دم، پوست و هر عضو عمده بدنشان مثل قلب، جکر و کلیه قابل ترمیم یا اضافه شدن است.

 

اکسولوتل بیشتر طوسی و قهوه ای است ولی به رنگهای طلایی آلبینو (طلایی شفاف) ، سفید شفاف، سیاه شفاف و خالدار نیز یافت میشود.

 

اکسولوتل میتواند بین 20 تا 40 سانتیمتر رشد کرده همچنین بین 10 تا 15 سال عمر کند.

 

 
+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/07ساعت   توسط سعید  | 

پدر و پسر

مردي مشغول تميز کردن ماشين نوي خودش بود. ناگهان پسر 4 ساله اش سنگي برداشت و با آن چند خط روي بدنه ماشين کشيد. مرد با عصبانيت دست پسرش را گرفت و چندين بار به آن ضربه زد. او بدون اينکه متوجه باشد، با آچار فرانسه اي که در دستش داشت، اين کار را مي کرد!

در بيمارستان، پسرک به دليل شکستگي هاي متعدد، انگشتانش را از دست داد.

وقتي پسرک پدرش را ديد، با نگاهي دردناک پرسيد:

بابایی...

کي انگشتانم دوباره رشد مي کنند؟!!

مرد بسيار غمگين شد و هيچ سخني بر زبان نياورد. او به سمت ماشينش برگشت و از روي عصبانيت چندين بار با لگد به آن ضربه زد. در حالي که از کرده خود بسيار ناراحت و پشيمان بود، جلوي ماشين نشست و به خط هايي که پسرش کشيده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود:

دوستت دارم بابايي ...

عصبانيت و دوست داشتن هيچ حد و حدودي ندارند. دومي را انتخاب کنيد تا يک زندگي زيبا و دوست داشتني داشته باشيد. اين را نيز به ياد داشته باشيد که:

وسايل براي استفاده کردن هستند و انسانها براي دوست داشتن. اما مشکل جهان امروز اين است که انسانها مورد استفاده واقع مي شوند و به وسايل عشق ورزيده مي شود.

 

مواظب افکارتان باشيد، آنها به کلمات تبديل مي شوند.

مواظب کلماتي که به زبان مي آوريد، باشيد، آنها به رفتار تبديل مي شوند.

مواظب رفتارتان باشيد، آنها به عادت ها تبديل مي شوند..

مواظب عادت هايتان باشيد، آنها شخصيت شمار را شکل مي دهند.

مواظب شخصيت تان باشيد، چون سرنوشت شما را مي سازد.

4things

10words

این هم تقدیم به همهی شمادوستان گل...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/10ساعت   توسط سعید  | 

داسسسسسسسسستان

 

یه داستان بسییییییییییییییییییییییییییار خنده دار

يک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید
برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است
من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید
بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد
این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد
گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کندبرنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است»؟
مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس دادحالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا»؟
برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد
آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد
باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد
سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت
و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنندبالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او دادمهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابدبرنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟
مهندس بدون اینکه حرفی بزند 5 دلار به او داد


اگه گفتین این آدما چند تان؟؟۱۲تا یا ۱۳تا!!!


وبلخره چند تا پاورپوینت روانشناسی بسییییییار جالب

 

قضاوت

زمان

پیام

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/13ساعت   توسط سعید  | 

یادگاری

 سلام سلام سلام

خسته نباشید بچه هاایشالابیوشیمی رو که پاسین دیگه مگه نه؟

-ولی من که چشم آب نمی خورهمگه من خودم دست بجنبونم و از رو دست ۴ نفر تقلب کنم و یه ذره میانگین کلاس رو ببرم بالا شماها ازتون بخاری بلند نمیشه"خب معلومه، دیگ بخار که نیستین"

بلخره اولین خان ترم ۴ رو رد کردیم و هنوز ۶ تای یگش سوروموروگنده قرص ومحکم سر جاشه

ازون جایی که حسسسسسسسسسسسسسسابی امتحان بیوشیمی حال همه ی بچه ها رو جا آورد منم یهو یه چیز خیلی جالب پیدا کردم که میخام باهاش حال همه رو"البته جنس مذکر کلاس"رو جا بیارم 

اگه گفتین چی؟؟؟؟

زیاد به مغز فندقیتون فشار نیارین، هنوز آلی و فیزیو تو راهه میترسم هنگ کنین و امتحانا رو بیفتین و فقط عذاب وجدانش واسه من بمونه

بیاین تو ادامه مطلب تا مطلب رو واستون بازش کنم

آره عکس یادگاری آخرین روز ترم ۳ ست که البته میخاستیم دسته جمعی باشه که نشد

البته نشد که نشد، مهم ماییم که هستیم

"جدی نگیرین محض مزاح فرمودم"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت   توسط سعید  | 

مادر

داشتم دنبال یه موضوع جالب واسه آپ کردن وبلاگ میگشتم یهو چشمم خورد به واژه ی مادر!!!

موضوش واسم جالب بود چون می دونستم خیلی از اونای که این مطلب رو میخونن عین خودمن!همچین بگی نگی یه وقتایی فراموشش میکنن!!

بعضی وقتا انگاری امتحانای پایان ترم و معدل آخرترم واسشون مهم تره!!فقط منتظرن نباشه تا بفهمن چه بلایی سرشون اومده و از فرصتای الان هیچ استفاده ای نمی کنن البته آدما ذاتشون اینجوریه دیگه کاریشم نمیشه کرد، قدر همه چیزو وقتی میدونن که دیگه اثری از آثارش نباشه.

این شعرو از طرف خودم و همه ی بروبچز حیات خلوتی تقدیم میکنم به همه ی مادرای دلسوز و فداکار دننننننننننننننننیا............

مادر



آسمان را گفتم

می توانی آيا

بهر يک لحظه ی خيلی کوتاه
روح مادر گردی؟
صاحب رفعت ديگر گردی؟
گفت نی نی هرگز
من برای اين کار
کهکشان کم دارم
نوريان کم دارم
مه وخورشيد به پهنای زمان کم دارم



***



خاک را پرسيدم
می توانی آيا
دل مادر گردی؟
آسمانی شوی وخرمن اخترگردی؟
گفت نی نی هرگز
من برای اين کار
بوستان کم دارم
در دلم گنج نهان کم دارم



***


 

اين جهان را گفتم
هستی کون ومکان را گفتم
می توانی آيا
لفظ مادر گردی؟
همه ی رفعت را
همه ی عزت را
همه ی شوکت را
بهر يک ثانيه بستر گردی؟
گفت نی نی هرگز
من برای اين کار
آسمان کم دارم
اختران کم دارم
رفعت وشوکت وشان کم دارم
عزت ونام ونشان کم دارم



***



آن جهان راگفتم
می توانی آيا
لحظه ای دامن مادر باشی؟
مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی؟
گفت نی نی هرگز
من برای اين کار
باغ رنگين جنان کم دارم
آنچه در سينه ی مادر بود، آن کم دارم



***



روی کردم با بحر
گفتم اورا آيا
می شود اينکه به يک لحظه ی خيلی کوتاه
پای تا سر همه مادر گردی؟
عشق را موج شوی؟
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی؟
گفت نی نی هرگز
من برای اين کار
بيکران بودن را، بيکران کم دارم
ناقص ومحدودم
بهر اين کار بزرگ
قطره يی بيش نيم
طاقت وتاب وتوان کم دارم



***



کردم از علم سوال
می توانی آيا
معنی مادر را
بهر من شرح دهی؟
گفت نی نی هرگز
من برای اين کار
منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم
قدرت شرح وبيان کم دارم



***



درپی عشق شدم
تا درآئينه ی او چهره ی مادر بينم
ديدم او مادر بود
ديدم او در دل عطر
ديدم او در تن گل
ديدم اودر دم جان پرورو مشکين نسيم
ديدم او درپرش نبض سحر
ديدم او درتپش قلب چمن
ديدم او لحظه ی روئيدن باغ
از دل سبزترين فصل بهار
لحظه ی پر زدن پروانه
در چمن زار دل انگيزترين زيبايی...
بلکه او درهمه ی زيبايی
بلکه او درهمه ی عالم خوبی، همه ی رعنايی
همه جا پيدا بود

همه جا پيدا بود..

..


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/28ساعت   توسط سعید  | 

ماه من غصه چرا؟؟



ماه من غصه چرا؟؟


آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز

 

مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد

 

یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت

 

 بلکه از عاطفه لبریز  شد و نفسی از سر امید کشید

 

و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت


تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست

 

ماه من غصه چرا؟؟

 

تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست

 

ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن

 

کار آنهایی نیست که خدا را دارند
 

ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید

 

یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست

 

با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن

 

و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز

 

او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد

 

او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد

 

ماه من...

 

غصه اگر هست بگو تا باشد

 

معنی خوشبختی، بودن اندوه است

 

اینهمه غصه و غم، اینهمه شادی و شور

 

چه بخواهی و چه نه ،میوه یک باغند

 

همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر

 

پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا

 

و در آن باز کسی می خواند


که خدا هست

 

خدا هست

 

خدا هست هنوز


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت   توسط سعید  | 

و خدا هست..

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9529.aspx

 

*من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید*
 

خدا گفت : نه
آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در
تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.


*من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد*
 

خدا گفت : نه روح تو کامل است . بدن تو موقتی است. 
 

*من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد*
 

خدا گفت : نه
شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست
آوردنی است.


*من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد*
 

خدا گفت : نه من به تو برکت می دهم
خوشبختی به خودت بستگی دارد


*من از خدا خواستم تا از درد ها
 آزادم سازد*
 

خدا گفت : نه
 درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.


*من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد*
 

خدا گفت : نه تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.


*من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید*
 

خدا گفت : نه
  من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری


*من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد ، دوست
داشته باشم*
 

   خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی
   امروز روز تو خواهد بود
آن را هدر نده.

*داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن و برکت خواهی یافت*

 

و من مضطرب و دل نگران به تو گفتم که پر از تشویشم

چه شود آخر کار

و تو گفتی آرام که خدا هست کریم پاسخی نرم و لطیف

که به من داد یک آرامش شیرین و عجیب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت   توسط سعید  | 

 

دعاهای زیر از کتاب  سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.

 

لطفاً آمین بگوئید:

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن / 8 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)


"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."
 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/25ساعت   توسط سعید  | 

گنجشك!!!

اين پست هم فقط واسه اكتيو كردن بچه ها كه نميدونم بعد از شروع سال تحصيلي چه اتفاقي افتاد كه يهو همه دمشون و گذاشتن رو كولشونو ديگه يه سر كوچيك هم به حياط خلوتشون نمي زنن:-(

ببينين من چقد مرام گذاشتم واستون؛-)

يالا ديگه....

شما هم يه دستي بجنبونين وقلمتون رو دوباره فعال كنين...





 

گنجشک با خدا قهر بود

 

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .

 

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:

 

 من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که

 

دردهایش را در خود نگاه میدارد…

 

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

 

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،

 

گنجشک هیچ نگفت و…

 

خدا لب به سخن گشود :  با من بگو از آن چه سنگینی سینه ي توست.


گنجشک گفت :
  لانه ي  کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.

 

تو همان را هم از من گرفتی.

 

این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟

 

و سنگینی بغضی راه کلامش را بست…


سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

 

خدا گفت:  ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو

 

از کمین مار پر گشودی.


گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

 

خدا گفت:  و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

 

دشمنی ام برخاستی!

 

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

 

ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...


های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد... 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/25ساعت   توسط سعید  | 

سوال هاي عجيب وغريب و جواب هاي عجيب تر!

اسکل یعنی چه؟

در مورد معنی این کلمه دو تا نظریه وجود داره!
نظریه اول:
اسکل اسم یه پرنده است که نه ماه سال رو آذوقه جمع می کنه ،زمستون که میشه یادش میره غذا ها رو کجا جمع کرده!

نظریه دوم:
 در زمان آقا ممد خان قاجار هر کس را در تیمارستان  نگاه می داشتند، سرش رو کچل می کردند.
اسکل از ترکیب دو کلمه :اس+کل درست شده است. اس از همان اوس، در زبان چینی به معنای احترام و در اصل سلام گرفته شده است. کل هم اصلتا از واژه کَل به معنای کچل گرفته شده است. پس اگر معناهارا کنار هم بگذاریم واژه ی جالبی بدست می آید. یعنی:
اس + کل = سلام+کچل
  از این رو هر که رو اسکل خوانند یعنی آن طرف کچلی در تیمارستان است.



از واگن در حال حركت چگونه باید پرید؟

اگر از كسی سوال كنید كه از واگن در حال حركت چگونه باید پرید؟ چنین جوابی خواهید شنید: رو به جلو. اما اگر از او بخواهید كه درباره پاسخ خود توضیح دهد، او با اعتماد كامل شروع به استدلال می‌كند و اگر شما حرف او را قطع نكنید، خودش به زودی سكوت اختیار می‌كند، زیرا بنابر قوانین سرعت نسبی واقعا او باید به عقب بپرد.

هنگام پریدن چه اتفاقی می‌افتد؟

وقتی ما از واگن در حال حركت می‌پریم، بدنمان دارای همان سرعت واگن است و به جلو حركت می‌كند، (طبق قانون اول نیوتن: اگر برآیند نیروهای وارد بر جسمی صفر باشد، اگر آن جسم ساكن باشد، ساكن می‌ماند و اگر متحرك باشد به حركت یكنواخت خود ادامه می‌دهد) پس وقتی به جلو می‌پریم، نه تنها این سرعت را از بین نمی‌بریم، بلكه آن را افزایش می‌دهیم.

از اینجا نتیجه می‌شود كه باید به عقب پرید نه به جلو و در جهت حركت واگن، زیرا ضمن پریدن به عقب سرعت حاصله از پرش از سرعتی كه بدن ما با آن حركت می‌كند (سرعت قطار) ، كم می‌شود در نتیجه بدن ما پس از تماس با زمین با نیروی كمتری به جلو خواهد افتاد.

به عقب نپرید!

اصل مطلب در ناتمام گذاشتن توضیحات است، ما چه به جلو بپریم و چه به عقب ، خطر افتادن ما را تهدید می‌كند. اهمیت اصلی مساله در این است كه خطر افتادن به جلو از خطر افتادن به عقب كمتر است. در مورد اول ما با یك حركت عادی پا را جلو می‌گذاریم و چنانچه سرعت واگن زیاد باشد، چند قدم می‌دویم و بدین وسیله از افتادن جلوگیری می‌كنیم. اما هنگام افتادن به عقب این حركت نجات‌بخش پاها وجود ندارد و به همین دلیل خطر به مراتب بیشتر است. این مطلب نیز اهمیت دارد كه وقتی ما به جلو به زمین می‌خوریم، با قرار دادن دستها به جلو كمتر از زمین خوردن به عقب صدمه می‌بینیم.

پریدن از واگن با یك ساك

روشن است كه آنچه گفته شد برای اجسام بی‌جان صادق نیست و خطر شكستن یك بطری وقتی از یك واگن در حال حركت به جلو ، به عقب پرتاب شود، كمتر از حالتی است كه بطری به جلو (در جهت حركت واگن) پرتاب شود

پس چنانچه لازم باشد به دلیلی از واگن بپرید و بخواهید قبلا باری را كه با خود دارید پرتاب كنید، باید بار را به عقب پرتاب كنید و خودتان به جلو بپرید.



ابرو به چه درد می خوره؟

تا به حال شده هنگامی که جلوی آینه می ایستید و در صورت خود نگاه می کنید به خاصیت اجزا و نقش آن در زیبایی یا از نظر روانشناسی فکر کنید یا از خود بپرسید سبب آفرینش آنها چیست؟
برای آشنایی بیشتر به آن موهای نازک و کوتاهی که بالای چشمانمان وجود دارد و نقش مهمی که در زندگی بازی می کند دقت کنید. هنگامی که در زیر باران هستیم یا وقتی قطرات عرق که حاوی مقدار زیادی نمک است وارد صورت می شود ابروهای کمانی شکل ما مانند چتری محافظ، قطرات عرق یا باران را به سمت گوشه های خارجی چشم هدایت می کند تا مانع ورود مستقیم آنها به چشم شوند با این عمل هم دیدمان مختل نمی شود و هم از سوزش عرق در چشم جلوگیری می کند.
ما به کمک ابروها می توانیم بفهمیم دیگران چه احساسی دارند بدون اینکه حتی از آنها سوال کنیم. حالت ابروها می تواند حس خوشحالی، ناراحتی، تعجب و وحشت را کاملا در شخص نشان دهد علاوه بر این ابروها نقش مهمی در زیبایی صورت دارند و همیشه مورد توجه آرایشگرها و صورت پردازها بوده و هستند.




چرا در غرب فامیلی زن و شوهر ها عین هم هستش؟

این موضوع  به قرون وسطی بر میگردد،
زمانی که کلیساها حاکمیت را بر عهده داشتند یکسری قوانینی را وضع کردند که از جمله آنها گرفتن حق مالکیت از زنان بود،به این ترتیب:
|| زن حق مالکیت ندارد و باید نام خانوادگی وی به نام خانوادگی شوهرش تغییر یابد(دمشون گرم) ||
امروزه بدون در نظر گرفتن سابقه ی این اتفاق و بدون  توجه به دلیل اتفاق افتادن این امر ،عوض کردن نام خانوادگی خانم ها امری مرسوم و به لحاظی مد شده است!




چرا خمیازه کشیدن مسری است؟

اگر خواندن این مطلب باعث خواب‌آلودگی شما شد، معذرت می‌خواهیم،  حتی خواندن درباره خمیازه هم می‌تواند باعث خمیازه کشیدن شود.

بر خلاف دانسته‌های گذشته علت این نیست که مغز به اکسیژن نیاز دارد.

برخی از نظریه‌های فعلی درباره خمیازه‌کشیدن، آن را نوعی علامت اجتماعی (مانند خندیدن) می‌دانند که باعث تبادل اطلاعات می‌شود و رفتار گروهی را سازمان می‌دهد. خمیازه با انتقال از فردی به فردی دیگر می‌تواند اطلاعات مثلا " من خسته هستم." یا " این فیلم ملال‌آور است " را در یک حلقه اجتماعی منتقل ‌کند.

چنین ابزاری ممکن است در روزهای قبل از پیدایش زبان در حیات بشر بوجود آمده باشد.

اما آیا شواهد علمی از این نظریه پشتیبانی می کنند؟

دانشمندان در یک بررسی در سال 2005 مغزهای گروهی را که خمیازه‌کشیدن افراد را مشاهده می‌کردند، اسکن کردند و توانستند الگوهایی منحصر به فرد از فعالیت در نواحی از مغز که به تقلید رفتاری مربوط می‌شدند را مکان‌یابی کنند.

بنابراین دفعه بعدی که در یک جلسه به خاطر خمیازه کشیدن نگاه‌های سرزنش‌بار دیگران را متوجه خود دیدید،اجداد غارنشین‌تان را مقصر قلمداد کنید.



چرا هنگام سرما می‌لرزیم؟

بدن شما نیاز دارد درجه حرارت مركزی خود را در حد 36.9 درجه حفظ كند.

مغز شما برای جلوگیری از كاهش بیش از حد دمای بدن(هیپوترمی) و سایر عواقب سرد شدن درون آن به دقت درجه حرارت بدن را تحت نظارت دارد.

 اگر سطح پوست بیش از حد خنك شود، گیرنده‌ای پوست پیام‌هایی را  به مغز می‌فرستند كه رشته‌ای از شگردهای گرم‌كننده را به راه می‌اندازد.

لرزیدن یكی از این تاكتیك‌هاست، كه در ان عضلات شما با سرعت زیاد منقبض و منبسط می‌شوند. علاوه بر جنبیدن عضلات دست و پا، عضلات فك هم ممكن است شروع به لرزش كند و در نتیجه دندان‌هایتان به هم بخورد.

این فعالیت غیرارادی عضلانی گرما تولید می‌كند كه به بدن كمك می‌كند تا درجه حرارتش را بالا ببرد. این حالت همچنین هشداری برای شماست كه خود را به پناهگاهی گرم و نوشیدنی داغ برسانید.




چرا در قدیم، ملوانان گوشواره به گوش می كردند؟

در روزگاران قدیم كه هنوز كشتی های جدید و مجهز ساخته نشده بود ،دریانوردان ناگزیر سوار كشتی های بادبانی چوبی می شدند . این كشتی ها از استحكام زیادی برخوردار نبودند و همواره این خطر وجود داشت كه امواج سهمگین دریا ، انها را در هم شكسته غرق سازد . از این رو، دریانوردانی كه با این كشتی ها رهسپار سفرهای دریایی طولانی می شدند، چندان اطمینانی نداشتند كه دیگر بار ،صحیح و سالم به موطن خود باز گردند. همواره از آن بیم داشتند كه كشتی شان دستخوش طوفان شده و همگی در دریا غرق شوند و امواج دریا، جنازه آنان را به گوشه ای از ساحل بیندازد. بنابراین، گوشواره ای از جنس طلا به گوش می كردند كه در صورت وقوع چنین حادثه ای،هرگاه امواج دریا جسد آنها را به ساحل بیندازدجنازه شان روی زمین نماند! امیدوار بودند كسانی كه جنازه انها را می یابندگوشواره طلای انها را برای مخارج كفن و دفن بردارند و در عوض ، جنازه آنان را با احترام به خاك بسپارند!
متخصصان طب سوزنی ، در این باره نظریه دیگری دارند و می گویند كه دریا نوردان ، برای حفظ سلامت خود ، حلقه به گوش می انداختند،زیرا درست در ناحیه بالای نرمه گوش، نقطه ای وجود دارد كه وارد شدن فشار به آن، دید چشم را تقویت می كند و سبب كاهش اشتها می شود ، و افزون بر این ها ، میزان انرژی را در شخص بالا می برد. و این درست همان چیزهایی است كه دریانورد حرفه ای در دریاهای آزاد به آن نیاز دارد . البته دریانوردان همه این تدابیر را به طور تجربی فرا گرفته بودند و به كار می بردند .
به برخی از این گوشواره ها نیز تكه ای موم آویزان شده بود كه برای منظور دیگری بكار می رفت . در مواقعی كه دزدان دریایی برای مرعوب ساختن كشتی ها مجبور به شلیك توپ می شدند ، این دو تكه موم را داخل گوش می گذاشتند تا صدای گوش خراش این سلاح سنگین ، به پرده گوش آنها آسیب نرساند!



چرا به سینما هنر هفتم می گویند؟

علت انكه سینما را هنر هفتم می نامند ان است كه در دنیای قدیم، شش هنر اصلی وجود داشت. این هنرها عبارت بودند از:
۱) هنر موسیقی
۲) هنر نقاشی
۳) هنر نویسندگی
۴) هنر شاعری
۵) هنر پیكر تراشی
۶) هنر تئاتر

وقتی سینما اختراع شد چون هنر تازه ای به شمار می رفت آن را "هنر هفتم "نامیدند.



چرا افراد پیر گوشهای بزرگی دارند؟

گوش افراد با افزیش سنشان بزرگتر می شود البته ین تغییر تنها یک پنجم میلیمتر در هر سال است. هنوز توضیح روشنی برای این مساله وجود ندارد هر چند که بر اساس یک نظریه، با افزیش سن از خاصیت ارتجاعی و انعطاف پذیری گوش ها کاسته می شود.




را پرندگانی كه روی سیم های برق می نشینند ،برق زده نمی شوند؟

چون آنها روی یك قطب جریان الكتریسته نشسته اند و همانطور كه می دانید برای برقراری جریان الكتیرسیته باید هم قطب مثبت(فاز)و هم قطب منفی (نول)وجود داشته باشد...اگر این پرندگان با هر دو قطب مثبت و منفی در تماس باشند حتما دچار برق گرفتگی میشوند...احتمالا همچین صحنه ای رادیده اید...من كه دیدم...(بوووووم)





چرا عمل سزارین بدین نام معروف شده است؟

می گوید برای اولین بار ژولیوس سزار قیصر روم به طریق سزارین بدنیا آمد و بدین خاطر سزارین به نام او نام گذاری شده است.البته در لاتین كلمه ای نیز وجود دارد كه به معنی برش می باشد.




چرا پرندگان هنگام خواب از روی درختان نمی افتند؟

چون پاهای پرندگان دارای حسگر هایست كه در هنگام تكان خوردن شاخه ی درخت خود بخود پنجه های پاها را می بندد و مانع سقوط پرنده می شود.



چرا ماه عسل ، ماه عسل شد؟

در كشور بابل در چهار هزار سال پیش رسمی وجود داشت كه بر اساس آن یك ماه پس از مراسم عروسی ، پدر عروس برای دامادش یك نوع نوشیدنی شیرین كه از عسل درست شده بود تهیه می كرده ،آنها این ماه را ماه عسل می گفتند امروزه این اصطلاح را برای ماه نخست ازدواج به كار می برند.


چرا وقت بو دادن ذرت،ذرت می تركد؟

همه ذرت بو داده خورده ایم..ولی كمتر كسی علت تركیدن ذرت را در هنگام بو دادن می داند..دلیل این امر این است كه دانه های ذرت در درون خود مقداری آب دارند كه به هنگام گرم شدن این آب بخار می شود و همانطور كه می دانید بخار احتیاج به فضای بیشتری دارد از این رو دانه ذرت می تركد ..همین



چرا وقتی هوا سرد است از دهان بخار بیرون میاید؟

در عمل بازدم ، همیشه مقداری بخار آب همراه تنفس ، از بینی و دهان خارج میشود که در هوای معمولی یا گرم قابل مشاهد نیست ولی زمانیکه هوا سرد باشد ، سرما ، بخار نیمه گرم خروجی از ریه ها را ، متراکم کرده شبیه قطرات آب باران می نماید در نتیجه در هوای سرد به نظر میرسد از دهان و بینی ما بخار آب خارج میگردد. بخار آبی که با هوای بازدم خارج میشود ، برای تنظیم حرارت بدن است ، چون مقدار انرژی که در بدن تولید میشود به صورت گرماست ، برای اینکه میزان درجه حرارت در بدن ، همیشه در ۳۷ درجه سانتیگراد باقی بماند لازمست مقداری از آب ، در بدن بخار گردد.



چرا بعضی ها در خواب خروپف میکنند؟

ر هنگام خواب ، مجرای فوقانی حلق در قسمت گلو « زبان کوچک ، عضلات کام و گلو » شل گردیده ، بطرف داخل کشیده شده و در نتیجه ، راه تنفسی باریک میشود بر اثر عبور هوا از مجاری باریک شده ، زبان کوچک و کام نرم ، به ارتعاش در آمده تولید صدا میکنند ، که اصطلاحا" به آن خروپف یا خرناس کشیدن میگویند . هر کسی در موقع خواب به آرامی خرناس میکشد ، ولی بعلل مختلف ممکن است حالت « خروپف حاد» ، در اشخاص ظاهر گردد بطور کلی هر چه سن بالاتر رفته و فرد چاق تر شود ، امکان بروز خرناس حاد زیادتر میگردد افزون بر آن ، خروپف بر اثر حساسیت ، آسیب دیده گی بینی ، لوزه و بافتهای حلقی بزرگ شده ، مصرف داروهای آرام بخش ، نوشیدن مشروبات الکی و حتی گاهی بر اثر سرماخوردگی ، بوجود می آید کسانیکه خرناس شدید میکشند ، معولا" استراحت و خواب خوبی نداشته و در نتیجه ، صبح وقتی از خواب بیدار میشوند احساس خستگی میکنند ، همچنین خروپف ممکن است سبب افزایش فشار خون گردد ، لذا مراجعه به پزشک متخصص برای کسانیکه خروپف شدید دارند ضروری است
متخصصین امر به کسانیکه خروپف میکنند توصیه می نمایند :
از مصرف الکل ، قرصهای خواب آور و آرام بخش ، داروهای ضد حساسیت به هنگام خواب خودداری کنند از خوابیدن به پشت اجتناب ورزیده و سعی کنند به پهلو یا به شکم بخوابند

در صورت داشتن اضافه وزن ، سعی شود وزن خود را کاهش دهند در موقع خواب سر خود را روی بالش ۱۵ تا ۲۰ سانتی قرار بدهند .



چرا یک تومان معادل ده ریال است؟

از جلمه کلماتی که دائما” با آن سر و کار داشته ایم و آن را روزانه بکار میبریم ریال و تومان است همه میدانیم به ده ریال ، یک تومان هم میگویند «تومان» یک کلمه مغولی است ، به معنی ده هزار در تقسیمات لشگری به ده هزار سرباز ، تومان گفته و فرمانده آنرا امیر تومان می نامیدند این کلمه پس از تسلط مغول بر ایران در این سرزمین متداول گردید.

واحد پول ایران در دوره قاجاریه ، تومان بود یک تومان معادل ده قران و برابر ده هزار دینار بود در سال ۱۳۰۸ شمسی بموجب قانون احاد ، پول ایران تغییر یافت و واحد پول به ریال تبدیل گردید ولی هنوز کلمه تومان به قوت خود باقیست و بمعنی ده ریال بکار برده میشود.



چرا قسم خوردن با فعل خوردن همراه است؟

علت این مسئله را در گذشته میتوان پیدا کرد در زمانهای قدیم زمانی که میخواستند صحت کلام شخصی را به اثبات برسانند ، به او مایعی که ترکیب یافته از مواد شیمیایی بود ، می دادند تا بخورد اگر این شخص پس از خوردن این مایع زنده میماند میگفتند این شخص راست می گفت ولی اگر میمرد ، میگفتند خوب دروغ میگفته که نتوانست از عهده این مایع شیمیایی جان سالم به در ببرد از این موقع هست که کلمه سوگند با خوردن همراه است.


چرا زمین گرد است وچرا ما گردی ان را حس نمی كنیم و چرا مثلث نشده است؟

ز آنجا که شکل دایره به عنوان یکی از پایدارترین اشکال موجود در طبیعت می باشد و از طرفی سیارات و ستارگان دارای حرکت وضعی به دور خود و یا حرکت انتقالی به دور ستارگان دیگر می باشند لذا این حرکت موجب تمایل شکل آنها به سمت شکل دایره خواهد شد .

علت احساس نکردن کرویت زمین ، کوچک بودن ناظرین نسبت به زمین می باشد . به این مفهوم که کوچکی ناظر باعث می شود که ناظر انحنای شعاع زمین را احساس نکند .


موشها افراد فاميل شما را مي شناسند!


موشها درباره فامیل و وابستگان شما بیشتر از آنچه تصور کنید می دانند.


تحقیقات جدید نشان می دهد موشها می توانند وایستگان شما را از طریق شباهت های بوی بدنتان تشخیص دهند.

محققین دانشگاه شیکاگو از تعدادی داوطلب آزمایش به عمل آورده و دریافتند که موشها به سادگی و در مدت زمان کوتاهی اقوام داوطلبین را از سایرین تشخیص دادند.

این آزمایشها فرضیه شباهت های بوی بدن انسان ها و ژنتیکی بودن بوی بدن افراد را تقویت می کند.

دانشمندان امیدوارند از این قابلیت استفاده کنند و افراد هم تیره را بتوانند تشخیص داده تا بدینوسیله از ازدواج های فامیلی و قومی جلوگیری کنند، ژن های ناقص از نسلی به نسل دیگر منتقل نشود و بیماری های ژنتیکی را که مابین افراد هم تیره وجود دارد کاهش دهند.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/24ساعت   توسط سعید  | 

ازدواج دانشجویی(طنز)

همان‌طور که می‌دانید ازدواج بر سه قسم است:

۱.ازدواج موقت

۲. ازدواج دائم

۳.ازدواج دانشجویی!!

در این نوشتار می‌خواهیم  راه‌های یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم. 


 ازدواج دانشجویی از سه کلمه‌ی ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!!
 

در لغت‌نامه این کلمات این گونه تفسیر شده است:
 ازدواج= 2 تا شدن، قاطی مرغ‌ها رفتن، از دست رفتن! از پا افتادن!

 
دانشجو= نام چیزی است که این روز ها همه هستند! ، بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع با کلاسش  را گویند!!


 یی= چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است !  


اولین و آسان‌ترین راه برای ازدواج دانشجویی مایه‌دار بودن است. اگر خودتان مایه‌دار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایه‌دار باشد . اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید . پاشید برید ازدواج دانشجووییتوونو بکنید! در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجوو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید (بخرید!) مطابق میل دوشیزه عروس خانم باشد !!
 

اگر هم مایه دار نیستید خب چه کارتون کنم بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه  یک انسان موفق شوید تا به شما هم  بگویند چه پیامی برای هم سن و سال های خودت  داری!!؟ 

 

برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید  تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! و غیر درسی داشته باشید !!


قبولی در دانشگاه شریف  به هیچ عنوان توصیه نمی شود !قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد نمود!


بله همکارانم به من اشاره می کنند لحظاتی قبل  کلنگ احداث شش تا دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! (تو همین فاصله شد دوازده تا !!)  


سعی کنید در انتخاب رشته به رشته هایی علاقمند باشید که بیشتر ظرفیت آن را جنس مخالفتان تشکیل می دهند!(مثلا" نسبت 59 به یک از ضریب اطمینان بالایی برخوردار است!!) در غیر این صورت نگران نباشید  انواع و اقسام انجمن ها ی علمی و کانون هاو تشکل هاو هلال احمر و گروه سرود ! و ... شما را به سر منزل مقصودتان می رساند!

 

 نکته مهم : خدا پدر و مادر گوتنبرگ را قرین رحمت نماید!!  

 


 اصلا"از ایجاد آشنایی نترسید و  همیشه سعی کنید برای شروع  آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید.


 پسر:سلام خانم ! ببخشید می شه با من از دواج کنید!
بوووووووووووووووم!!

 

 

بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید!


سر جلسه امتحان از هرگونه کمک  فکری به غیر هم جنسان خود دریغ نکنید ! البته به شرطی که نیتتان خیر باشد در غیر این صورت بنده هیچ مسئولیتی را به عهده نمی گیرم.  

فراموش نکنید نشستن در راهرو های دانشگاه  آن هم به سبک سنتی ، به شما انگیزه های زیادی برای ازدواج های!! دانشجویی خواهد داد !  


به هر حال  اگر از آن دسته از دانشجو هایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ، بهتون تسلیت می گم !  اگر هم هنووز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر می شه ها !!


 کات آقا ! کات ! پسره ی اسگل من گفتم ایجاد آشنایی! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!! 

خب می گفتیم... 

 


اگر دخترید سعی کنید جزوه های درسی تان را خوش خط و خوانا بنویسید ! ا
گر هم پسرید که اصلا" لازم نیست جزوه بنویسید ! چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد !! مردم چی می گن؟ مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/04ساعت   توسط سعید  | 

رمضان مبارک

سحرگاهان به قصد روزه داري***شدم بيدار از خواب و خماري


برايم سفره اي الوان گشودند*** به آن هر لحظه چيزي را فزودند


برنج و مرغ و سوپ وآش رشته***سُس و استيك با نان برشته


خلاصه لقمه اي از هرچه ديدم***كمي از اين كمي از آن چشيدم


پس از آن ماست را كردم سرازير***درون معده ام با اندكي سير


وختم حمله ام با يك دو آروغ*** بشد اعلام بعداز خوردن دوغ


سپس يك چاي دبش قند پهلو***به من دادند با يك دانه ليمو


خلاصه روزه را آغاز كردم***براي اهل خانه ناز كردم


براي اينكه يابم صبر و طاقت***نمود م صبح تا شب استراحت


دوپرس ِ كلّه پاچه با دو كوكا***كمي يخدر بهشت يك خورده حلوا


به افطاري برايم شد فراهم***زدم تو رگ كمي از زولبيا هم


وسي روزي به اين منوال طي شد***نفهميدم كه كي آمد و كي شد


به زحمت صبح خود را شام كردم***به خود سازي ولي اقدام كردم


به شعبان من به وزن شصت بودم***به ماه روزه ده كيلو فزودم


اگرچه رد شدم در اين عبادت***به خود سازي وليكن كردم عادت


خدايا اي خداي مهر و ناهيد***بده توش و تواني را به جاويد


كه گيرد ساليان سال روزه***اگرچه او شود از دم رفوزه

دوستان عزیز سلام

حلول ماه رمضان را به حضور یکایک شما دوستان گرامی تبریک عرض می کنم و امیدوارم نهایت استفاده رو ازاین ماه عزیز ببرید و پله های معرفت و عرفان وقرب الهی رویک به یک تی کشیده(نه ببخشید هواسم نبود بلاگ رو دارم آپ میکنم) پیموده وبه بلند ترین قله های علم وعرفان برسیدفقط مواظب خودتون باشید قله هاش یه ذره مرتفعه یه وقت سکندری نخورین بیفتین زمین افتادین دیگه خواب دکتر شدن رو هم نمی بینین ازما گفتن

آهان راستی سر سفره ی افطار، مارو هم شریک ربنای قشنگتون کننین

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/30ساعت   توسط سعید  | 

مصرف بی رویه ی دارو

 

به نظر من نباید به این شایعات پا بدیم!!!!

مصرف بی رویه ی دارو کجابود بابا؟ اینا همه شایعست!میخان بازار مارو کساد کنن آقا ما باید جلوی این شایعات رو بگیریم و گرنه فردا مدرکمونو گرفتیم باید بریم نیسان بخریم روش کار کنیم!

اصلا من یه فکری به ذهنم رسیده خفن درآمدزایی داره

یه ۳ـ۴ سری ما میتونیم به صورت رایگان این داروهای اعتیاد آوررو بین ملت تقسیم کنیم ملت معتاد که شدن از اون به بعد میشن مشتر ی ثابتعین نقل ونبات دارو هامون فروش میره

میگی نه امتحانش مجانیه!سنگ مفت گنجشکم مفت!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26ساعت   توسط سعید  | 

خداوندا...

خداوندا...

اگر روزي بشر گردي
ز حال ما خبر گردي
پشيمان مي شوي از قصه خلقت
از اين بودن از اين بدعت
خداوندا...
نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا
چه دشوار است
چه زجري مي کشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است.........

*******************************

الهـي ...

گرفتار آن دردم كه تو دواي آني و در آرزوي آن سوزم كه تو سرانجام آني

الهـي...

باز آمديم با دو دست تهي چه باشد اگر مرحمي بر خستگان نهي

الهـي...

جرم من زير حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من گستران

الهـي...

عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم...


و در آخر با یه داستان قشنگ از فصل امتحاناتمون یواش یواش خداحافظی می کنیمو یه کوچولو میریم به استقبال گرما و خواب تابستونی!!!

خانم جوانی در سالن فرودگاه منتظر نوبت پروازش بود.از آنجایی که باید ساعات بسیاری را در انتظار میماند کتابی خرید.البته بسته ای کلوچه هم با خود آورده بود. او روی صندلی دسته داری در قسمت ویژه فرودگاه نشست تا در آرامش استراحت و مطالعه کند.در کنار او بسته ای کلوچه بود.مردی نیز نشسته بودکه مجله اش را باز کرد و مشغول خواندن شد.وقتی او اولین کلوچه اش را برداشت مرد نیز یک کلوچه برداشت.در این هنگام احساس خشمی به او دست داد ولی هیچ نگفت. هربار که او کلوچه ای برمیداشت مرد نیز با کلوچه ای دیگر از خود پذیرایی می کرد.این عمل او را عصبانی تر می کرد اما نمی خواست از خود واکنشی نشان دهد. وقتی که فقط یک کلوچه باقی مانده بود با خود فکر کرد :"حالا این مردک چه خواهد کرد؟" سپس مرد آخرین کلوچه را نصف کرد و نیمه آن را به او داد..."بله.. دیگه خیلی رویش را زیاد کرده بود."...تحمل او هم به سر آمده بود. بنابرین کیف و کتابش را برداشت و به سمت سالن رفت. وقتی که در صندلی هواپیما قرار گرفت در کیفش را باز کرد تا عینکش را بردارد و در نهایت تعجب دید که...

بسته کلوچه اش دست نخورده آنجا بود. تازه یادش آمد که اصلا بسته کلوچه را از کیفش در نیاورده بود!!! مرد بسته کلوچه اش را بدون آنکه خشمگین و یا عصبانی شود با او تقسیم کرده بود...و اکنون دیگر زمانی برای عذر خواهی نبود!!!

چهار چيز هرگز قابل جبران نيست :

  • سنگي كه پرتاب شده باشد.
  • حرفي كه از دهان خارج شده باشد.
  • فرصتي كه از دست رفته باشد.
  • زماني كه سپري شده باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/24ساعت   توسط سعید  | 

کرمهای ضد آفتاب  

 کرم های ضد آفتاب

 
نحوه استفاده از قطره های چشمی و گوشی  

 نحوه ی استفاده ا قطره های چشمی

 
راهنمای صحیح مصرف برخی از اشکال دارویی رایج  

 راهنمای استفاده از برخی ازاشکال دارویی رایج

 
نحوه استعمال اسپری ها  

 نحوه ی استعمال اسپری ها

 

تاسیس داروخانه

 ضوابط و شرایط و امتیاز لازمه برای تاسیس داروخانه در مناطق مختلف کشور

 نرم افزار داروهای ژنریک

 دانلود نرم افزار داروهای ژنریک برای موبایل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/23ساعت   توسط سعید  | 

پيرترين دانشجوي ايراني

پیری آن نیست که بر سر بزند موی سپید

                                                      هر جوانی که به دل عشق ندارد پیر است...

              

سيد قنبر حيدري شيشوان متولد سال ۱۳۰۹ (يعني همون ۷۹ساله!!!) مسن ترين دانشجوي ايراني است كه در دانشگاه آزاد تبريز در رشته ي علوم انساني مشغول به تحصيل مي باشد...

يادتونه بچه ها دانشگاه كه قبول شده بودين چند جعبه شيريني بردين دادين فك و فاميل خوردن و حالشو بردن!!!

يادتونه چند گوني نخود خريدين آش نذري درست كردين دادين در و همسايه خوردنو... بازم حالشو بردن

بعد اونوقت يه بابابزرگ دل خوش ميادو تموم كاسه كوزه هامونو به هم ميريزه و اين وسط خودي نشون ميده و ميگه : جوجه ها برين كنار مام بلديم ...

آپولو كه هوا نكردين يه دانشگاه قبول شدين!!!

ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/06ساعت   توسط سعید  | 

دمپای لا انگشتی احتمال ابتلا به سرطان پوست را افزایش می دهد

                          دمپای لا انگشتی احتمال ابتلا به سرطان پوست را افزایش می دهد
                             
                                          

این روزها سرطان در شکل های بسیار عجیب ظاهر می شود.
استفاده از دمپایی لاانگشتی در هوای گرم به نظر خیلی مناسب است. اما باید بدانید دمپایی لاانگشتی و صندل احتمال ابتلا به سرطان را در پاها افزایش می دهد. از آنجایی که کفشهای روباز و صندل ها باعث می شوند که پوست پا در معرض نور شدید خورشید قرار گیرند احتمال بوجود آمدن تومور در پاها نیز افزایش می یابد. نور خورشید دلیل ابتلا به سرطان پوست یا ملانوماهاست.

به گفته پزشکان سرطانی که در پاها ظاهر می شود، ملانوماهای انتهای پا نام دارد. و معمولا قسمت کف پایین انگشتان پا و یا زیر ناخن های پا را مبتلا می کند. محققان نشان می دهند که تنها نیمی از بیمارانی که مبتلا به ملانوماهای انتهای پا هستند زنده می مانند.

آنتونی کونتوس رئیس کلینیک بیمارستان سنت جان و سنت الیزابت می گوید بیماران اغلب سرطان پوستی روی پاها را به نشانه های ضرب دیدگی یا زخم اشتباه می گیرند. به گفته وی با افزایش محبوبیت صندل ها و دمپای لا انگشتی، پاها در معرض نور شدید خورشید قرار می گیرند. پاها در بیشتر سال در کفش ها پوشیده شده اند و سپس در فصلی از سال که هوا بسیار گرم است با پوشیدن صندل یا کفش روباز در معرض نور خورشید قرار می گیرند و این به آن معناست که پاها به آفتاب سوختگی حساس می شوند.

                                 Flip-Flops-ashena.jpg

روزنامه انگلیسی " اخبار روزانه " از یک پزشک جراح نقل کرد: مردم به طور کلی ممکن است قسمتهای مختلف بدن خود را که مشکوک به تومور است چک کنند درصورتیکه بعید است احتمال وجود تومور در پاها را بدهند.

پزشکان می گویند: خانم هایی که علاقه به پوشیدن صندل و کفش های روباز دارند باید از کرم های ضد آفتاب برای محافظت از پوست پا بویژه در کف پا استفاده کنند. اگرچه همه نوع سرطان های پوستی در حال افزایش است وخانم ها بیشتر در معرض ابتلا به آن هستند. زیرا هرکدام از کرم ها یا لوسیون هایی که برای پوشاندن پا در مقابل نور خورشید استفاده می شود بوسیله صندل ها پاک می شوند و از بین می روند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/20ساعت   توسط سعید  | 

داغ ترین اخبار 87

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/13ساعت   توسط سعید  | 

مقدماتي جام جهاني 2010

 
 
 
تيم ملي ايران مقابل عربستان شكست خورد

خبرگزاري فارس: تيم ملي فوتبال ايران با نتيجه

 2 بر يك مقابل عربستان شكست خورد.


به گزارش خبرگزاري فارس، ديدار تيم‌هاي فوتبال ايران و عربستان از گروه 2 رقابت هاي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي از ساعت 19 دیروز در ورزشگاه آزادي و در حضور 100 هزار تماشاگر آغاز شد و در پايان تيم ايران با نتيجه 2 بر يك بازي را به ميهمان خود واگذار كرد.
مسعود شجاعي در دقيقه 57 تك گل ايران را به ثمر رساند اما حزازي در دقيقه 78 و مبارك در دقيقه 87 براي عربستان گل زدند تا اين تيم در تهران سه امتياز حساس و شيرين را بدست آورد.
تيم ملي ايران با اين شكست وضعيت نامناسبي براي صعود به جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي پيدا كرد.
عربستان همچنين در دقيقه 35 توسط محمد احمد به گل رسيد اما داور خطاي او را گرفت و گل را مردود اعلام كرد.
تيم ايران در نيمه دوم اسير تعويض هاي عربستان شد.
يويجي نيشيمورا از ژاپن قضاوت اين ديدار را برعهده داشت. وي به احمد عطيف از عربستان و وحيد هاشميان و جواد نكونام از ايران كارت زرد نشان داد.
محمود احمدي نژاد؛ رئيس جمهوري كشورمان از تماشاگران ويژه اين مسابقه بود.
تركيب تيم ملي ايران:
سيدمهدي رحمتي، حسين كعبي، هادي عقيلي، سيدجلال حسيني، حسن اشجاري، حسين كاظمي، محمدرضا خلعتبري(78 مهرزاد معدنچي)، جواد نكونام، مسعود شجاعي، مهدي مهدوي كيا و غلامرضا رضايي(56 وحيد هاشميان).
در ديگر ديدار اين گروه كره شمالي با 2 گل امارات را مغلوب كرد.
جدول رده بندي:
1- كره شمالي 10 امتياز؛ 5 بازي
2- كره جنوبي 8 امتياز؛ 4 بازي
3- عربستان 7 امتياز؛ 5 بازي
4- ايران 6 امتياز؛ 5 بازي
5- امارات يك امتياز؛ 5 بازي
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/09ساعت   توسط سعید  | 

استان گیلان و جاذبه ها و دیدنی هایش

تصاویر جذاب و دیدنی از مناطق توریستی استان گیلان

تاریخچه :

پیشینه تاریخی گیلان به زمان مهاجرت قوم آریایی از طریق این استان به ایران، هند و اروپا می رسد.

مورخین یونانی با همه تعصب خود به دلاوریهای گیلکها اشاره کرده اند. زبان گیلکی از شاخه های زبان پهلوی است که با تصرفات بسیار به صورت کنونی در آمده است.
گیلان یکی از استانهای شمالی ایران است که 14711 کیلومتر مربع وسعت دارد. رشته کوههای البرز همانند دیواری در غرب و جنوب گیلان کشیده شده است؛ به همین سبب، آب و هوای گیلان معتدل و سرما به ندرت از 1- درجه پایینتر می رود. گیلان مرطوبترین ناحیه کشور است و سالانه بیش از 2000 میلیمتر باران دارد. بخش وسیع گیلان جلگه ای و مابقی کوهستانی است. بیش از 40 رودخانه در گیلان جاری است که مهمترین آنها سفیدرود است. گیلان منطقه ای کشاورزی است که مهمترین محصولات آن عبارتند از برنج، چای، زیتون، مرکبات، ابریشم، شیر، گوشت، مرغ، ماهی،خاویار، مربا و انواع شیرینی و کلوچه.
گیلان یکی از زیباترین مناطق ایران است که هرساله پذیرای میلیونها نفر توریست داخلی و خارجی است. جنگلهای زیبا و ییلاقات مصفای کوهستانهای غرب و شرق گیلان ( تالش، ماسوله و البرز ) ، سواحل زیبای دریای خزر ( بزرگترین دریاچه جهان ) ، مرداب بین المللی انزلی که از ویژگیهای منحصر به فرد گیلان است و دهها مرکز تاریخی، مذهبی و تفریحی شاهد انبوهی از جمعیت بازدیدکننده در تمام فصول سالند.

در ادامه ی مطلب شاهد تصاویر زیبایی از مناطق توریستی این استان خواهید بود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/08ساعت   توسط سعید  | 

برنامه درساي دوست داشتنيمون!!!!

 
فيزيولوژي ۱

 

روز

تاريخ

عنوان

مدرس

شنبه

87/11/26

سلول

دكتر الياسي

سه شنبه

87/11/29

شنبه

87/12/3

سه شنبه

87/12/6

تعطيل

شنبه

87/12/10

سلول

دكتر الياسي

سه شنبه

87/12/13

شنبه

87/12/17

سه شنبه

87/12/20

شنبه

88/1/15

سه شنبه

88/1/18

قلب

دكتر زردوز

شنبه

88/1/22

سه شنبه

88/1/25

شنبه

88/1/29

سه شنبه

88/2/1

شنبه

88/2/5

سه شنبه

88/2/8

گردش خون

دكتر الياسي

شنبه

88/2/12

سه شنبه

88/2/15

شنبه

88/2/19

سه شنبه

88/2/22

شنبه

88/2/26

سه شنبه

88/2/29

شنبه

88/3/2

 

سه شنبه

88/3/5

گوارش

دكتر مناهجي

شنبه

88/3/9

سه شنبه

88/3/12

شنبه

88/3/16

سه شنبه

88/3/19

شنبه

88/3/23

سه شنبه

88/3/26

خون

دكتر زرين قلم

شنبه

88/3/30

 

انگل شناسي نظري

 

روز

تاريخ

ساعت

نام استاد

موضوع

 

 

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه

87/11/23

12 10

دكتر اطهري

كليات انگل شناسي

15 13

دكتر شهابي

كليات تك ياخته شناسي , مالاريا

87/11/30

 

12 10

ادامه مالاريا

15 13

توكسوپلاسما

87/12/7

 

12 10

دكتر كاظمي

ليشمانيا

15 13

تريپانوزوماها

87/12/14

 

12 10

دكتر حقيقي

انتامبا هيستوليكا, انتامبا ديسپار و آميب ها ي غير بيماري زا

15 13

آميب هاي آزاد‍, تاژكداران و مژه داران

87/12/21

 

12 10

دكتر تحويلداري

كوكسيدياهاي روده اي(كريپتوسپوريديوم, ايزوسپورا, سيكلوسپورا, ساركوسيستيس

15 13

دكتر اطهري

كليات نمالودها, آسكاريس

88/1/19

12 10

تريكوريس, اكسيور

15 13

استرونژيلوئيدس, تريكوسترونژيلوس,تريشين

88/1/26

12 10

دكتر خزان

كرم هاي قلابدار  و لاروهاي مهاجر

15 13

پيوك و فيلرها

88/2/2

12 10

دكتر روحاني

كليات سستودها, هيمنولپيس نانا, تنباها

15 13

ديفيلوبوتريوم, اكي لوكوكوس, گرانولوزوس

88/2/9

12 10

دكتر تحويلداري

كليات ترماتودها, ترماتودهاي كبدي

15 13

دكتر خزان

شيستوزوماها و ساير ترماتودها

88/2/16

12 10

دكتر فجري

كليات قارچ شناسي, بيماري هاي قارچي سطحي

15 13

كچلي ها

88/2/23

12 10

بيماري هاي قارچي زيرجلدي و پاتوژن حقيقي

15 13

بيماري هاي قارچي فرصت طلب

88/2/30

12 10

دكتر معين وزيري

كليات بندپاشناسي, كك, شپش و ساس

15 13

آنوفل, كوتكس, آئدس, پشه خاكي, كوليكوئيدس

88/3/6

12 10

مگس هاي مولد مياز, موسيده

15 13

مايت ها و كنه ها, طاعون, تب زرد و تولارمي

 

انگل عملي

 

تاريخ

موضوع

87/12/5

آشنايي با آزمايش هاي انگل شناسي

87/12/12

مالاريا, بورليا, توكسوپلاسما, ليشمانيا

87/12/19

انتامبا, ژيارديا, تريكوموناس, بالانتيديوم, كريپتوسپوريديم

88/1/17

آسكاريس, تريكوريس, اينتروبيوس, تريكوسترونژيلوس

88/1/24

استرونژيلوئيدس, تريشين, كرم هاي قلاب دار, پيوك, فيلر

88/1/31

هيمنوليپس, تنياها, ديفيلوبوتريم, اكي نوكوك

88/2/4

فاسيولا, ديكروسليوم, شيستوزوما

88/2/21

قارچ هاي ساپروفيت

88/2/28

قارچ هاي سطحي و جلدي

88/3/4

قارچ هاي زيرجلدي و فرصت طلب

88/3/11

كك, شپش, ساس

88/3/18

پشه خاكي, كوليكوئيدس,آنوفل, كولكس

88/3/25

مگس ها, سوسري ها, كنه ها, مايت ها

دوره عملي

تاريخ دوره و امتحان عملي با هماهنگي نماينده,قبل از پايان دوره اعلام خواهد شد.

تك ياخته و حشره

ترماتود و قارچ

نماتود و سستود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت   توسط سعید  | 

ترم 3 مون مبارك!!!

  

 برنامه ي درسي مون

 

10 8

12 10

15 13

17 15

شنبه

انديشه اسلامي 1

انسان در اسلام

فيزيولوژي 1

 

يك شنبه

شيمي تجزيه عملي (گروه 1)

شيمي تجزيه عملي (گروه 2)

دوشنبه

شيمي تجزيه عملي (گروه 3)

انگل شناسي عملي

سه شنبه

تاريخ امامت

شيمي نجزيه نظري

فيزيولوژي 1

 

چهارشنبه

اصول خدمات

انگل شناسي

انگل شناسي

 

پنج شنبه

 

 

برنامه ي امتحانامون

شنبه

13/4/88

12 10

انگل شناسي

سه شنبه

16/4/88

10 8

اصول خدمات

يك شنبه

21/4/88

10 8

شيمي تجزيه

سه شنبه

23/4/88

10 8

انديشه اسلامي

يك شنبه

28/4/88

10 8

فيزيولوژي

سه شنبه

30/4/88

10 8

تاريخ امامت

چهارشنبه

31/4/88

12 10

انسان در اسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت   توسط سعید  | 

به سوي زندگي...

 

مهم نیست جهان چه راهی پیش پایمان می گذارد...

مهم این است که رویاها و هدف هایمان را پی بگیریم...

و هرگز فراموش نکنیم

با هر لبخند با هر تلاش و با هر امید به آن ها نزدیک تر می شویم...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط سعید  | 

بازی با برخی مفاهیم شیمی

 
 
۱ - جنس زغال و الماس هر دو از كربن است . اين به رفتار اتمهاي كربن بستگي داردكه به زغال تبديل شوند يا الماس شوند . زماني كه مي توان الماس بود چرا زغال باشيم؟

۲ - طلا و پلاتين فلزاتي ثابت قدم هستند.چون در برابر شرايط نا مناسبي كه وجودشان را به خطر مي اندازدپايداري نشان مي دهند وتلاش مي كنندكه اصالت خود را حفظ كنند.

 ۳ - عشق را بايد از سديم آموخت كه وقتي به آب ميرسد از شوق رسيدن به دوست ذوب مي شود و همه ي هستي را فداي يار مي كند چنان كه ديگر اثري از او بر جا نمي ماند . تنها يك قطره فنل فتاليين كافيست تا خوني را كه نثار كرده است نشان دهد.

۴ - اكسيژن رفيق نا بابيست . همنشيني با او سر انجامي جز خاكستر و دود شدن در هوا ندارد.

۵ - هر چه اندازه ي مولكول در هيدرو كربنها بزرگتر مي شود بهتر و قويتر يكديگر را جذب مي كنند و به هم نزديكتر مي شوند . اما چرا برخي انسانها هر چه بزرگتر مي شوند بيشتر از هم فاصله ميگيرند؟

۶ - گرماي تشكيل تركيبات منفي است . يعني عنصر ها "با هم بودن را "بيشتر دوست دارند . پس چرا برخي از ما بر طبل جدايي ميكوبيم؟

۷ - اگر به واكنشي كه در حال تعادل است تغييري تحميل شود واكنش با اين تغيير مبارزه مي كند تا اثر ان را تا حد ممكن تعديل كند . افسوس كه برخي افراد خيلي زود تسليم محيط اطراف خود ميشوند.

۸ - فلوئور با اراده ترين عنصر هاست .او حتي آرگون تنبل را به انجام واكنش وادار مي كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/20ساعت   توسط سعید  |